♥ ♥ ♥ فـــَقَــــط واسِهــــــ مَســـعود شُجــــاعــــی♥ ♥ ♥

I nEvEr SaId ThAt I cOuLd ChAnGe ThE wOrLd ... BuT iF u GVe Me ThE cHaNcE tHaT , i'Ll DeSeRvE

واسه خوندن مصاحبه مسعودی با ٩٠ برین ادامه مطلب...مژه

نظرات این قسمت غیر فعاله...لطفا پایین نظر بدیننیشخند


*خیلی خیلی خوش اومدین آقای شجاعی!

مسعود :تشکر میکنم سلام عرض میکنم خدمت شما و بینندگان محترم برنامه تون...

*ببخشید یه کم دیرشد برنامه یه کم دیر تر شروع شد درخدمتتون هستیم...آقای شجاعی چه خبر؟؟؟(باخنده)اومده بودین واسه بازی تیم ملی؟ها؟

مسعود :بله ما اومده بودیم که بازی انجام بدیم ولی متاسفانه امروز شنیدیم که بازی لغو شد...

*بعد برگردی اونجا چی میگی؟؟؟مثلا اونجا آقای کاماچو ازتون بپرسه شما رفتین اونجا چی کار کردین شک نمیکنن شما مثلا رفتین ایران چیکارکنین؟؟مثلا رفتین تفریح؟؟؟

مسعود :نه خب...اونجا اصلا این برنامه ای که شما میگین چون شک وجود نداره چون فدراسیون نامه رو زده و نامه رسمی بوده ما برای روز فیفا دی بوده که اومدیم ولی خب حالا این اتفاق البته نادره...ولی خب به وجود اومده...ما هم همین توضیح رو میدیم که  بازی انجام نشد...

*...خب برگردیم به اون سالایی که فوتبالتو از ایران شروع کردی، از آبادان شروع کردی و بعد رفتی سایپا یا نه؟؟؟

مسعود :بله...من...ا...اصل اصلشو از آبادان شروع کردم..از مدرسه فوتبال بهداری بهداشت صنعت نفت آبادان..بعد...ا...خب...به دلیل مشغله کاری پدرم و شغلی که داشتن خب نظامی بودن ایشون،باید منتقل میشدیم به تهران......خب البته یک سال محل کار پدرم تهران بود ولی کرج گذروندیم...خب یک سالم اونجا بازی کردم البته خیلی سال سختی بود...شش ماه اصلا بدون تیم بودم و خب سنمم خییلی کم بود هضمش سخت بود برای من که نمیتونم بازی کنم...بعد از اینکه خب داشتم به قول معروف رشد میکردم و داشتم فوتبال خیلی خوبی یاد میگرفتم،و کمک برادرم((در پرانتز عرض میکنم آقا محمود رو میفرماین))بود که تونستم توی یکی از تیمای اونجا بازی کنم...اون تیم همون سال قهرمان نوجوانان کرج شد تیم ساحل کرج و بعد از اونم به تهران اومدم و تیم آبفا،سایپا...بعد صنعت نفت بزرگسالان،و دوباره برگشتم با سایپا

*مصاحبه کردی که مادرت خیلی زحمت کشید تو این مسیرطلا هاشو فروخت...همچین چیزی بوده!؟

مسعود :بله...ببینین حالا یه مقدار اغراق شده بود خب... ((هردومیخندند))ولی خب واقعا همینطوربوده...همه ی خونواده م...حالا پدرم مادرم و اینکه خب همیشه هم گفتم واقعا از صمیم قلب ازشون تشکر میکنم و امیدوارم که بتونم به روزی همه ی زحماتاشونو جبران کنم...

*بریم سراغ روزایی که تو سایپا بودی برگردیم به اون تصاویر یه سری تصویر داریم از اون روزایی که شما در تیم سایپا بازی میکردی...چطور بود درسایپا؟

مسعود :ا...خب روزگار خیلی خوبی بود...مخصوصا الان این بازی ای که دارید نشون میدید...این یکی از بازی های به یاد موندنی برای من بود؛من هیچ وقت این بازی رو فراموش نمیکنم چون بعد از مدت ها آقای می((؟؟؟)) به من اعتماد کرد و منو تو ترکیب قرار داد ومن فکر میکنم اگه اشتباه نکنم بعد از 17 هفته تیم من برد...چون همون سالا بود که اصلا نمیبردیم و تونستیم...

*خیلیم خوب بازی کردی تو این بازی...

مسعود :بله تو این بازی...البته تو اون زمین خیلی سخته ولی خب خوب بازی کردیم وتونستیم بازی رو 2-3 ببریم!!!

*کلا زمانی که توسایپا بودی چند گل به ثمر...این گل خیلی قشنگیه بچه ها!!!

مسعود :بله این بازی با پاسه...دقیقا یادم نیست ولی خب زیاد گل نزدم بیشتر پاس گل دادم...

*کلا خیلی گل نمیزدی...

مسعود :بله...بیشتر پاس گل میدادم...ولی کلا خب دورانی که تو سایپا داشتم خیلی دوران خوبی بود یعنی خیلی چیزا یاد گرفتم از مربیایی که باهاشون کار کردم و از همه شونم تشکر میکنم.

*اینم گل قشنگیه بازم با سایپا،به کی زدی؟؟؟

مسعود :برق شیراز

*به برق شیراز!!!

مسعود :این بازی با ملوان...

*اون موقعم تکنیکی بودیا!!!

((میخنده و سرشو میندازه پایین...الهیییییییییییییییییییییییی....!!!قلبقلبقلب))

*بعضی موقعا گل میزنی...!

مسعود :خب اگه موقعیتش پیش بیاد بدم نمیاد گل بزنم هیچکس بدش نمیاد منم سعی میکنم گل بزنم

*خب حالا بذار با آقای ترابیان ارتباط رو برقرار...آقای ترابیان سلام....

...

((اینجا دیگه با ترابیان حرف میزنن درمورد لغو شدن بازی تیم ملی...))

فقط درمورد مسعود به ترابیان میگه حالا این بنده خدا ها برمیگردن چی بگن و اینا...!

*خب این بازی شموشک و سایپا...یه بارم اخراج شدی تو این بازی...همین بازی بود یا یه بازی دیگه بود؟؟

مسعود :نه...سال بعدش

*سال بعدش...کلااونجا مشکل داشتی...یه بازی که...

مسعود :نه خب دقیقا آره اون سال گفتم یکی ازسال های خاطره انگیز برای من بود...اون بازی که 2 تا گل زدم ولی خب سال بعدشم فکر مینکم یدترین خاطره ورزشیم بود تقریبا....چون که بعد از این بازی من شش تا بازی محروم شدم...

*آها...مثل اینکه در اینجا خطا کرده بودی بعد کارت زرد دومو از...

مسعود :بله البته من بعد از این بازی هم با آقای رحیم مقدم صحبت کردم و خودشونم اطلاع دارن که من ازشون عذرخواهی کردم همین جاهم باز بعد از این همه سال ازشون عذر خواهی میکنم((تصویر نشون میده مسعود میدوئه تو زمین با دعوا طرف داور و شروع میکنه به فحش دادن انگار که یکی از بازیکنا میدوئه طرفش و جلودهنشو میگیره!!!!باورم نمییییییییییییییییییییییییییشه!!!!تعجبتعجب))

*برگشتی تو زمین...ولی عصبانی میشی خیلی غیر قابل مهار میشی!!!

مسعود :نه ولی خب این مال دورانی بود که شاید میشه گفت مال اون دورانی بود که هنوز به اون پختگی کامل نرسیده بودم و اینکه خب خیلی برام سخت بود چون بعد از این بازی دقیقا بازی داشتیم با استقلال و بعد از اونم پرسپولیس...دو تا بازی مهم برام بود و من 2 تا کارت داشتم یه کارت اگه اشتباه نکنم(به فردوسی پور نگاه میکنه) ٢ کارته بودم؟؟؟یه کارت اینکه اگه کارت دوم رو میگرفتم بازی رو از دست میدادم دوست  نداشتم همچین اتفاقی بیفته و اون بازی هم فکر...ولی من اعتقاد داشتم،هنوزم... 100% نه ولی بر این باورم که شاید اون خطا رو آقای رحیم مقدم((؟؟؟)) میتونست نگیره...چون که من اومدم بازیکن سرشو اورده بود پایین میخواست سر بزنه من توپ رو شوت کردم خب خیلی پایین بود سرش خورد به سرش

*بعدش برگشتی بیای به سمت آفای رحیم مقدم...

مسعود :آره،برگشتم عصبانی شدم و خب اشتباه کردم...

*آقای قطبی امروز سر تمرین تیم ملی،تمرینی که قرار بود برای بازی با نیجریه برگزار بشه به همراه جواد نکونام درخصوص مسعود شجاعی صحبت کردن نظرشونو راجع به مسعود شجاعی گفتند...ا...ببینیم که نظر سرمربی تیم ملی و جواد نکونام چیه درمورد مسعود...

خبرنگار :مسعود شجاعی امشب مهمون برنامه ی ماست...چه نکته ی ویژه ای درمسعود دیدین تو این مدتی که باهاش تو تیم ملی کار کردین؟؟؟

قطبی :اااا....م..مسعود شجاعی،من خیلی ایشونو دوست دارم بخاطر اینکه...ا...اگر راجع به شخصیش صحبت کنی خیلی پسر خونگرم بخاطر اینکه از جنوب ایران هست...ا...همیشه سعی میکنه وظیفه شو تو بازی انجام بده وافتخار ایران هست که میتونه تو یکی ازبهترین لیگای دنیا بازی بکنه...بیشترین چیزی که ایشون احتیاج داره یه ذره تقویت روحی از همه ی ماها که بتونه با روحیه مثبت برای تیم ملی بازی بکنه...

نکونام :مسعوووود...خب...ا...زیاد داره ولی خب به هرحال مسعود فکر میکنه ماهیگیره ولی خب هنوز جای ماهیگیری رو بلد نشده میخواد بره دنبال ماهی ((من که منظورشو نگرفتم...متفکراما هردوشون میخندن...))

خبرنگار :دیگه از اخلاقاش؟؟؟

اخلاق که...سر به هواست دیگه...خیلی سر به هواست((تو این مورد تفاهم داریم!!!نیشخند))...حواسش اصلا...حواسش نیستش خیلی وسایلاشو جامیذاره...به هر حال حواسش نیست...نمیدونم حواسش به کیه و چیه!!! ((باز میخندن...اما اینو بگم که حواسش به منه...غم فراقه دیگه!!نیشخندخندهقهقهه))

خود مسعودو که نشون میده هم داره میخنده...بعد سرشو میندازه پایین...بچه سر بزیره...

*آقای شجاعی؟؟؟

مسعود :تا یه حدودی بله چون که ماهمیشه باهم سفر میکنیم و همیشه باهم هستیم خب البته  حالا وقتی که تنها هستم سعی میکنم بیشتر حواسم باشه ولی خب وقتی با آقا جواد((تربیتشو عشق است...آقا جواد!!!!مژه)) هستیم...ا...شاید خب یه چیزایی به هوای اینکه چون آقا جواد خیلی حواسش جمعه من جا میذارم ایشون برمیدارن،حالا برداشتشون اینجوری بوده ولی خب وقتی تنها هستم حواسم خیلی جمعه...

*بعد حالا با آقای فطبی رابطه ت خوب شده...یه بازی با ایران تایلند بود که تعویض شدی بعد یه کم مصاحبه کردی اینور اونور و...

مسعود :بله

*دلخوریم تو چهره ت معلوم بود اومدی بیرون...حالا تصویرش پخش میشه چی بود اون بازی؟؟فکر نمیکردی تعویض بشی!!

مسعود :نه خب دقیقا همینجوری بود فکرنمیکردم ولی خب این نظر مربی بود یه سوء تفاهمی پیش اومد و برطرف شد.

*الان که دیگه تصویض بشی دیگه هیچ مشکلی نداری؟؟

مسعود :نه...اون موقعم مشکلی نداشتم ولی خب حالا تو شرایط بازیه و اینکه برای بازیکن خب خیلی سخته حالا شما تو این شرایط نبودید...ولی خب سخته من چون راه طولانیم اومده بودم حالا تو اون لحظه انتظار نداشتم حالا یه سوء تفاهمی پیش اومد و تموم شد.

 *حالا که کاماچو تعویضت میکنه که...

مسعود :نه مشکلی من حالا فرق نمیکنه که آقای کاماچو باشن یا قطبی یا هرمربی دیگه ای...فرق نمیکنه...اما سعی میکنم که وظیفه م رو انجام بدم...

*الان اوضاع تو اوساسونا چه جوریه؟؟حالا یه سری گلایی که اخیرا زدی با تیم اوساسونا...امسال خوب کار کردی...فکر کنم تو بیشتر بازیا فیکس داری بازی میکنی الان...چه جوریه وضعیتت در اوساسونا؟

مسعود :خب بسیارخوبه...اول فصل که یه مشکلی بود که با باشگاه بخاطر اینکه من سال آخر قراردادم بود واینکه خب هم به نفع باشگاه بود که برم و من از باشگاه برم به نفع خودم...البته به نفع خودم بخاطر اینکه به تیم بهتری میرفتم و به نفع باشگاه بخاطر اینکه میتونست کسب درآمد کنه و خب ولی خب لحظه ی آخر بود که تقریبا میشه گفت روزای آخر نقل و انتقالات بود که مربی به من گفت که من تورو احتیاج دارم و میخوام و اینکه باید بمونی وبازیکن برزیلی چون ما بیشتر از 3 تا بازیکن خارجی نمیتونیم استفاده کنیم بازیکن برزیلی بره.

*آ...این گلو خیلی خوب زدی...این گل مال دو هفته قبله دیگه بازی با مالاگا!!!

مسعود :بله بازی با مالاگا...

*اولین گلت بود دیگه؟

مسعود :بله...

*یه گل زدی تا الان؟

مسعود :بله.یه گل زدم. ((الان شده ٢ تا))

*تیمتون امسال یه جوری داره بازی میکنه احتمال افتادنش فکر میکنم زیاده! تمام بازیای خارج از خانه رو دارین راحت میبازین تو خونه هم...البته بردین...چند تا برد خوب داشتین ولی به هرحال نمیشه همیشه تو خونه ببرید.

مسعود :دقیقا همینطوره حالا ما بازی هایی که بیرون از خونه کردیم تقریبا همه رو باختیم فکر میکنم و یکیو اگه اشتباه نکنم مساوی کردیم.خب با این نتایجی که میگیریم یه مقدارسخته شما درست میگید ولی خب ایشالا از این هفته بهتر میشه

*این هفته باکی دارین؟

مسعود :با خیخون داریم تو خونه!اسپورتینگ خیخون...

*خیخون این هفته با رئال خیلی خوب بازی کرد

مسعود :بله خوب بازی کرد خب الان من عرض کردم اینو قبلا هم که روبه روی تیمای رئال مادرید و بارسلون همه ی تیما معمولا خوب بازی میکنن چون بازی انگیزه زیادی داره.

*ال کلاسیکو چی میشه؟؟این هفته دوشنبه هم هست بازی!

مسعود :نمیشه...سخته پیش بینیش ...چون که امسال تیم مادرید مربی خوبی داره هم اینکه خیلی مربی باهوشی داره تیم بهتری هم داره نسبت به پارسال ولی خب بارسلوناهم همیشه بارسلوناست!

*فکر میکنی کی ببره تو نیوکمپ تو این بازی؟

مسعود :من فکر میکنم بارسلون...فکر میکنم...مطمئن نیستم

*خب...ا...امسال در آستانه ی صعود به جام جهانی بودیم...بازی ایران کره هم شما گل زدی...اون بازی درمورد اون مقطع صحبت میکنی که در تیم ملی بودی؟و اون بازی ایران با کره و اون اتفاقی که تو بازی رخ داد؟

مسعود :خب(میخنده) آخه خیلی وقته گذشته و وانقدر درموردش صحبت کردیم که الان زیادحضور ذهن ندارم ولی خب کلا فکر میکنم امتیاز از دست دادیم توی چند تا بازی که میتونستیم ببریم امتیاز از دست دادیم...یکی بازی با کره ی شمالی بود اونجا...یکی بازی با عربستان بود توی تهران و یکی همین بازی بود که فکر میکنم امتیازای این بازیا رو خیلی...شاید میشه گفت خیلی راحت از دست دادیم...

*گل زدی که گل شانسی بود ولی به هر حال گل ارزشمندی بود.

مسعود :بله...و...فکر میکنم که شاید اگر که به این راحتی این امتیازا رو از دست نمیدادیم مطمئنا میتونستیم به جام جهانی صعود کنیم چون که فکر میکنم ما این گلو دقیقه ٨٠ به بعد خوردیم...٨٠یا ٨۵ بود...

* ٨٣بود فکر کنم...آره

مسعود :بله

*اگه این بازی رو میبردیم آره دیگه الان...وضعیت ما خیلی فرق میکرد!!بعد شما بازی در جام جهانی 2006 هم تجربه کردی دیگه؛اون...از خاطارتت تو جام جهانی بگو!فکر میکردی اون موقع بازی کنی درجام جهانی؟برانکو بهت اعتماد داشت؟

مسعود :والا صحبتایی که قبلش شنیده بودم خب آره...ولی با بازیکنایی که اون موقع حضور داشتن چون همه جزو خوبا و تقریبا میشه گفت که بهترینای تیم ملی ایران بودن اون موقع و همه هم تو اوج آمادگی و انگیزه ی بسیار بالایی داشتن برای بازی تو جام جهانی،و خیلی سخت بود ولی من همیشه این انگیزه رو داشتم و تو خودم میدیدم که بتونم بازی کنم...تلاشمو میکردم و منتظر موقعیت بودم و خدارو شکر حالا البته خب حالا یه اتفاقی برای فکر میکنم آقای نصرتی افتاد.

*محمد نصرتی...

مسعود :بله...محمد افتاد که مصدوم شد

*اون موقع مسعود سلیمانی میزدی...مسعود شجاعی چون...

مسعود :بله چون قبلا اسامی رو زده بودن روی پاسپورت و من چون اول فامیلم سلیمانیه...

*سلیمانی شجاعی هستین شما؟؟؟

مسعود :بله

*ا؟؟؟

مسعود :اینجوری رد شد وگرنه من خودم ترجیح میدم که همیشه البته خب فرقی نمیکنه ولی خب شجاعی چون همه به اسم شجاعی میشناسن.

*توی الان پامپلونا که همون مسعود میشناسنت

مسعود :بله مسعود چون راحت تره بخاطر اینکه تلفظ شجاعی یه مقدار سخته براشون!

*خودت راضی بودی از بازیت دیدارمقابل آنگولا؟

مسعود :نه خیلی بخاطر اینکه تجربه یه مقدار عجیب...البته عجیب که نه سخت بود خب...یه مقدار بعد از خب حیلی وقت بازی...

*اون موقغ تو الشارجه بازی میکردی،ها؟

مسعود :نه...من اون موقع هنوز توی ایران بودم...سایپا هنوز...بعد از جام جهانی به الشارجه رفتم

 *آ...بعد از جام جهانی رفتی الشارجه...این الشارجه که رفتی یه سفر  رفته بودی آلمان بعد میگفتن ناپدید شدی شما رفتی با ولسبورگ...ولسبورگ بود فکر کنم...ولسبورگ بودیا شالکه بود؟کجا بود؟؟؟میگفتن رفتی تمرین کردی...واقعا گم و گور کردی خودتو رفتی تمرین کردی؟

مسعود :نه آقای فردوسی پور شما قبلا هم این سوالو از من کرده بودین.((میخنده))

*پرسیده بودم؟؟

مسعود :بله...توضیح داده بودم...نه اینجوری نبود اصلا یه مشکلی بود پیش اومد اونجا من چون قراردادم تموم شده بود و اینکه من باید 100 هزار دلار به باشگاه پرداخت میکردم و میتونستم بازیکن آزاد باشم طبق اون تبصره ای که توی قراردادم بود ولی خب تقریبا پولی که از باشگاه طلب داشتم دو برابراین پول بود...خب...ا...مسلما برای من مهم بود چون که من دارم ازاین راه امرار معاش میکنم یعنی اینکه این پولو لازم...یعنی...حقم بود...و خب نمیتونستم ازش بگذرم ولی خب اون پولم به من ندادن تا تاریخ نقل و انتقالات گذشت و من سعی داشتم که بتونم استفاده کنم ازموقعیت و فقط درحد صحبت بود ولی خب بعدا اون مسائل پیش اومد

*و شما...یعنی کلا تو و جواد نکونام چند وقتی هست دیر میرین سر تمرینات...امسال دیگه خیلی بهتون گیر دادن توی باشگاه و گفتن که میخواستن جریمه تون کنن،اخراجتون کنن،چرا دیر میرید؟!؟

مسعود :اصلا اینطوری نبوده...

*به جان خودم چندبار شده تا حالا دیر رفتید.

مسعود :نه...

*امسال که 3 روز دیر رفتید،درسته؟

مسعود :آره خب امسالو آره ولی قبلا اصلا اینجوری تکرار نشد...

*چرا یکی دو روزو چرا!یکی دو روزشد...من قشنگ یادمه...

مسعود :نه...نه...نه...اصلا بدون هماهنگی به باشگاه دیر نرفته بودیم ما امسال دیر رفتیم اونم بخاطر اینکه هماهنگ شده بود با مدیر برنامه هامون...و باهمون دلیل مسائلی که بیان شده بود وما قرار بود که به یه باشگاه دیگه منتقل بشیم وخب حتی برای دیدن اون منطقه رفته بودیم که حتی اون باشگاه رو ببینیم،ببینیم وضعیت چه جوریه ولی باصحبتایی که با مدیر برنامه هامون کردیم چون ما هیچ وقت هیچ جای دنیا اینجوری نیست که بازیکن مستقیم در ارتباط باشه ماهم طبق روال از طریق مدیر برنامه هامون منتقل کردیم به باشگاه،حالا اونجا بعدا این سوءتفاهم برطرف شد،مثل اینکه با مدیر داخلی و مدیر ورزشی صحبت کردن ایشون ولی خب مدیر...رئیس باشگاه...در...ا...مطلع...یعنی اطلاع نداشتن...واینکه درنهایت باعث این مشکلات شد به وجود اومد این مشکلات برای اینکه...خب خیلی راحتم برطرف شد برخلاف تصور همه و چیزی که ما تو ایران میشنیدیم و میخوندیم.

*اهم...بریم چند تا تصویر داریم از توپایی که جلو دروازه خراب میکنی معمولا!

مسعود :بله

*اینارو باهم ببینیم!خودت توضیح بده درمورد این صحنه ها...اینکه بازی ایران و بوسنیه

مسعود :بله...قبل از جام جهانی

*قبل از جام جهانی...آره.عین همینو بازی با برزیل...شبیه همین بود،ها؟بازی با برزیل؟کلا اعتقادی به اینجورتوپ گل کردنا نداری!

مسعود :نمیدونم حالا شاید تو این شرایط تمرکزم بیشتر بشه...

*آها...این...این صحنه رو توضیح میدی؟این بازی رئال و اوساسونا بود!اوج رقابت بارسلونا و رئال مادرید برای قهرمانی...هوادارای بارسلون اینجا از شما خیلی ناراحت شدن! ((کی گفته؟؟؟من که اصلا ناراحت نشدم!!!فدا یه تار موش!بغل))

مسعود :حالا ایشالا که((میخنده))یه بارگل که زدم که ناراحتیشون برطرف شه ولی خب اصلا من حالا تصویر بعدشوالبته ندارید شما.

*پاس خیلی خوب نبود!قبول دارم...

مسعود :چون بعد از اون تصویرمن نمیگم بی تقصیر بودم ولی تو اون صحنه بعد از همون پاس بازیکن اومد دست منو گرفت بلند کرد...آقای وادوکس...

*کی بود؟؟خوان فرام بود؟؟؟

مسعود :نه...کریستین وادوکس بازیکن مجاریه...و...ل...مجارستانی...بله...اومد و دست منو گرفت و عذرخواهی کرد بخاطر پاسی که یه مقدار تند داد بخاطر اینکه من فقط یه لحظه...تو تصویرم مشخصه...سرمو برگردوندم که توی آفساید نباشه که تا برگشتم دیدم پاس رو به جلو...که زمینم خیلی خب شرایط خیسی که داشت و توپ سر میخورد وتوپ از...یه لحظه جدا شد و من احساس کردم که اگربخوام راحت ضربه بزنم به توپ نمیرسم وخودمو پرت کردم که توپ رفت بیرون!!!

اینجا از نظر سنجی برنامه نود که درمورد مدال گرفتن تیم ملی امید تو رقابت های گوانگ ژو بود صحبت میکنن که...

*شما اصلا بازی رو دیدیدن آقای شجاعی؟؟

مسعود :من متاسفانه خیر...چون..ا...دقیقا...

*پرواز داشتی!

مسعود :بله...پرواز یا بازی هایی که داشتیم!

*خب...من یکی دوسوال میخوام بپرسم این آقای کاماچواخلاقش چه جوریه کلا؟

مسعود :خیلی مهربونن ولی یه مقدار خب تند میشن موقعایی که رو نیمکت هستن...و...نمیشه...آره...کنترلشونو یه مقدار از دست میدن و اینکه برخوردشون تند میشه((نیشخندنیشخند))عصبانی میشن خیلی...

*و گل خراب کنی...؟

مسعود‌ :آره مخصوصا وقتی که توپایی که لو میره یا موقعیتایی که از دست میدیم خیلی ناراحت میشن ولی خب در کل مربی...بعنی اینکه یعد از...تو تمرینایی که هستیم خیلی کمک میکنن.

*به دریبل کشویی کلا خیلی علاقه داری!!!یکی از شگرداته!

مسعود :خب این از بچگی آره خب انجام میدادم و اصلا عادت شده این برام شاید...

*اونا الان شگردتو فهمیدن یانه؟؟

مسعود :نه...هنوز نفهمیدن و من هرموقعم زدم توی موقعیتای خوب،گرفته!

*خیلی خب...اگه صحبت خاصی داری...؟؟

مسعود :نه...صحبت خاصی ندارم فقط توی ایران شخصیت فوتبالیست توی ایران نه فقط توی برنامه ی شما...یه مقدار شخصیتش به...یعنی خرد میشه...یه مقدارنزول پیدا کرده...من نمیدونم چرا!و این توی عامم هست،من توی جامعه هم میشنوم از مردم عادی که آره...فوتبالیستا اینجوری...ولی من فکر نمیکنم،فوتبالیست زحمت میکشه!میگم فوتبالیست اینقدر پول میگیره من میگم نوش جونش اگه میگیره!هرکی که توی ایران میاد...حقشه!چون فوتبالیست....

*زیاد نیست؟

مسعود :من میگم زیاد نیست!چون درمقابل فوتبال حرفه ای که بخواین حساب کنین اصلا زیاد نیست و اینکه در فوتبال خودمونم بخوایم محاسبه کنیم بخاطر اینکه فوتبالیست زحمت میکشه ..اون موقع که...مثلا میگم...من خودمو نمیگم...خیلی از فوتبالیستای دیگه که توی سرما و گرماو نمیدونم با پای پیاده یا با موتور توی زمستون سرد و برف میرفتن سر تمرین،بازیکنی که مسافرکشی میکرده یا نمیدونم...حالا خیلی کارای دیگه...اون موقع کی میدید؟؟؟اون موقع کی اومد بگه حالا مثلا آقا این واسه شما!!نرو کار کن!!نرو تمرین کن!استراحت کن!کسی نمیگفت...یا نمیدونم بازیکنایی که بعد از تمرین چیزی نداشت واسه تغذیه خوبش ولی مجبور بود کارکنه زحمت بکشه...الان داره...استعدادش بوده،تلاش کرده،شکوفا شده،من میگم نوش جونش باید بگیره...هرکی میتونه بیادبکنه،این حالا یه استعدادیه که خدا تو وجودحالا هر کسی گذاشته،توی هر صنفی و من فکر میکنم باید احترام بیشتری برای همه ی ورزشکارا به خصوص فوتبالیستا چون الان زوم همه فکر میکنم روی فوتبالیستاست و خب خیلی ایراد میگیرن و من فکر میکنم  اصلا اینجوری نیست و نه فقط درموردقضیه ی مالیش،درمورد قضیه ی فرهنگی و شخصیتی هم همینطور و من فکر میکنم اینجوری که برخورد میشه درست نیست.فقط همین.و از شما هم خیلی تشکر میکنم...

*خیلی ممنون...

مسعود :امیدوارم از من دلخور نشید چون که من همیشه حرفمو میزنم و دوست دارم دلخور نشید...

*نه....خواهش میکنم...خیلی ممنون..ازتون تشکر میکنیم...

حال کردین؟؟؟نیشخندجالا چند تا عکس ببینین!خوشمزه

 

بابای...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۳ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ خودم نوشتم یعنی ... ♥♥♥ هلــ ــ ــے آ ♥♥♥ نظرات () |


Design By : Night Skin