♥ ♥ ♥ فـــَقَــــط واسِهــــــ مَســـعود شُجــــاعــــی♥ ♥ ♥

I nEvEr SaId ThAt I cOuLd ChAnGe ThE wOrLd ... BuT iF u GVe Me ThE cHaNcE tHaT , i'Ll DeSeRvE

مسعود و نکو تنها تمرین میکنن

 بعد از برد 1-2 اوساسونا مقابل اسپورتینگ خیخون الان خبر خوش دیگه ای تو اردوی این تیم به گوش می رسه. و اونم خبری نیست به جز بازگشت جواد نکونام!!!

اوساسونا اکنون و با پایان یافتن هفته دوم رقابتهای لالیگا 4 امتیازیه و شنبه آینده تو نوکمپ مقابل بارسلونا قرارمیگیره.

تو جلسه تمرینی روز دوشنبه این تیم، بازیکنایی که تو دیدار با خیخون تو ترکیب ثابت تیم بودند، به تمرینات بازیابی پرداختن و سایر بازیکنا زیر نظر مربی تیم تمرینات گروهی رو انجام دادند.

شش بازیکن مصدوم اوساسونا هم زیر نظر اعضای کادر پزشکی به تمرین پرداختن. سرخیو که تو جریان دیدار با خیخون مصدوم شده بود، احتمالا از ناحیه عضله دوسرران راست آسیب دیده و روز چهارشنبه تستهای بیشتری واسه تشخیص شدت مصدومیت او انجام میشه.

نکونام و مسعود شجاعی هم زیر نظر مربی بدنساز تیم ، به تنهایی و جدا از بازیکنای تیم به تمرین پرداختند و آنونزیاتا، به تمرینات گروهی تیم بازگشت. آسیر ریه سگو هم به تمرینات بدنسازی پرداخت و اچایده هم مشغول انجام جلسات فیزیوتراپی بود.

تیم اوساسونا روز سه شنبه استراحت خواهد کرد وتمرینات این تیم از روز چهارشنبه ساعت 10 صبح دنبال میشه.

 

یکی این دوتا رو از هم جدا کنه

نیشخند

فعلا همین....بقیه عکسا باشه واسه بعــــــــــد لبخندزبان

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۳ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ خودم نوشتم یعنی ... ♥♥♥ هلــ ــ ــے آ ♥♥♥ نظرات () |

هفته سوم لالیگا : اوساسونا 2 - گیخون 1
 
 تیم اوساسونامقابل حریف خودش بدون شجاعی و نکونام به پیروزی 2-1 رسید.

اوساسونا با دوگل نینو تو دقیقه 28 و Alvaro Cejudo تو دقیقه 30 مقابل گیخون به برتری رسید.

این عکسو زدم یکی بهم بگه این داره چیکار میکنه نیشخند

اونی که سرش پشت اونیه که مشکی پوشیده جواد خودمونهچشمک

خوب دقت کنین تو عکس جوادم هستنیشخند

نظرات لطفا تو پست پاییننیشخند

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۱ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ خودم نوشتم یعنی ... ♥♥♥ هلــ ــ ــے آ ♥♥♥ نظرات () |

سلامــــ

خوبم به جان شما...نیشخندچند وقت بود خبری ازم نبود خبسرمون حتی بعد از عروسی هم شلوغ بود...لبخندخونه رو تمیز میکردیم و از اونورم داییم از انگلیس اومده و هی مهمون و مهمون بازیه...از خود راضییه کم هم تنبلی خودم بودنیشخند

+تو این مدت که من نبودم اتفاقای زیادی افتاده...خنثیاما به دلیل به روز بودن فاکتور میگیریم ازشونخمیازهنیشخند

+عروسی به خوبی و خوشی تموم شداز خود راضیهمه چی خوب بود...نیشخندالبته نه همه چی!ساکتبه منم اون وسط حس آدمکشی دست داده بود...با یه بنده خدایی هم صحبت کردمخجالت((از اون صحبتا نه!فکر بد نکنین!نیشخندبه جان خودم اصلا بحث دوست بودن نبود هاااا!!!از خود راضی))به هرکی میگم میگه خاک تو سرت!خندهقهقههکلا نمیدونم چرا همه اطرافیانم میخوان حالمو بگیرنخنثیاین پسر خاله ست ما داریم!؟ابرواز روز عروسی به بعد هی به من میگه مو قشنگ!نیشخندنیست هرکی رفته بود آرایشگاه اومده بود زده بود زیر گریه ؛ این میخواست حال مارم بگیره دید رو ما اثری ندارهخندهقهقههآقا تا از در اومدم تو خونه یهو شروع کرد : واااااای!هلیا این چه موهائیه!!!تعجبشیطانخندهمن که موهامو شینیون هم نکرده بودمخنثیزنه هم اومد موهامو تیغ تیغی درست کنه گفت موهای تو اصلا حالت نمیگیره!چشمخواهرم و منم به رو خودمون نیوردیم موهامو گلت کردم غر نزنهبعدش که اومدیم بیرون اعصابم خورد بود که اونجور که میخواستم نشدم؛این پسر خاله منم بدتر کرد اعصابمونگرانرفتم داخل خونه... داییم : خیلیم ناز شدی دایی جان!قلببنده : خجالت

وسط رقصم هم هی پسر عمه م میومد وسط درگوشم نتیجه بازی تیم ملی رو میگفت...نیشخندخندهنکونام که گل زد ، بنده رو دیگه وحشتناک جو گرفت!!!

بنده درحین رقص : سمانه بیا پشت به بیــــــــــب برقص من نگا کنمنیشخند سمانه : خجالت بکش!چشم همه رو دراوردی خنثیمنتظر بنده : بذار تلافی بعدا رو که دیگه نمیبینمشون دربیارمنیشخند

+برادر عروس یک برکی زد...همچینی نزدیک بود پاش صورتمو بیاره پایینتازه GF شم اورده بود!نیشخنددختر عمه م : میگفتن GF BF آزاده ما با زوجمون میومدیم خواهرم : اونوقت مامان و باباتون عروسیو ول میکردن با کفششون میفتادن دنبالتونشیطاننیشخند

+فردای عروسی قبل از مراسم پاتختی داداش بنده اومد خونه مون :

من با بغض : دیشب اینقدر دلم میخواست بیای بگی هلیا یه چای میریزی؟!نگرانناراحت((داداش بنده تا میرسید خونه ما رو ندیده این جمله رو میگفت!منتظرمنم همیشه غر میزدم!نیشخند)) داداشم در انتهای مراسم پاتختی :  هلیا چون دلت تنگ شده بود میخوام دیگه تنگ نشه میگماااا!!!یه چای میریزی؟!؟نیشخندزبان من : خنثی _ نتیجه گیری اخلاقی : احساستونو به پسرا بروز ندین!ابروخدای سوء استفاده کردنن!نیشخند_

+دیروز پاگشای داداشم دعوت بودیم دیزیننیشخندکلا همه فک و فامیل بودن به غیر از چند تا از عمو هامنیشخنداونجا اینقدر بدمینتون بازی کردم دیشب داشتم میمردم از دست درد!خنثیآخه یکی نبود به من بگه دختر مگه مجبور بودی اینقدر بازی کنی!؟چشمولی حال کردم آی پوز پسر خاله م رو زدماااانیشخندزبانروش زیاد شده بودعینک

+بنده اومدم برم اونور رودخونه به قول پسر عموم سرمو عین چی! انداختم اومدم تو آب!نیشخنددویدم رفتم اونور...نیشخنددمپاییم رو که آب برد هیچ!نزدیک بود آب خودمم ببرهخندهقهقههخلاصه با همیاری پسر عمه گرام ما تونستیم خودمونو نجات بدیم که غرق نشیمچشمک_نتیجه اخلاقی : سرتونو عین چی! نندازین برین اونور رودخونهنیشخندمیشین سوژه خنده ی پسرای فامیلتون!خنثی_ 

+کلی عکس تو ادامه مطلبلبخند


دنبــال بقیه ش میگردی ؟؟؟
نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٩ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ خودم نوشتم یعنی ... ♥♥♥ هلــ ــ ــے آ ♥♥♥ نظرات () |


Design By : Night Skin